کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



اوقات شرعی

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : جمعی از شاعران آئینی     نوع شعر : مرثیه     وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن     قالب شعر : غزل    

در آسـمـان کـربـبـلا، کـم ستاره نیست            امّـا بـه دل‌ربـایـیِ این مـاه‌پـاره نـیـست

گهواره‌اش به بحر گنه، دست‌گیر ماست            این کـشتی نجات بُوَد، گـاهـواره نیست


"در یک شکوفه نیز شکوه بهار هست"            نامش علی‌ست، شیر بخوان، شیرخواره نیست

قـنـداقـه را به مـعـرکۀ عـشق می‌بـرند            "در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست"

بر غـربت حسین، گـلـوی علی گواست            با هیچ کس چـنین سند پاره پاره نیست

دیشب صدای گریه‌‌اش از عرش هم گذشت            امشب علی کجاست که در گاهواره نیست؟

باید کـنار گـریه، صبـوری کـند ربـاب            جز اشک، غیر صبر، دگر راه چاره نیست

در آسمان که سرخ شود موقع غـروب            آیـا به یـاد حـنجـر او یـادواره نـیـست؟

"تربت"! بس است شرح غم بی‌کرانه‌اش            بحری‌ست بس عمیق که آن را کناره نیست

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن موضوع تیر سه شعبه حذف شد؛ در تمامی کتب معتبر فقط از کلمه «سَهْمٍ » استفاده شده است که به هیچ وجه معنی سه شعبه ندارد؛ برای تیر سه شعبه از عبارت «سَهْمٍ ثَلاثَ شُعَب» استفاده می کنند چنانچه در لحظۀ شهادت خود امام بکار رفته است!!! موضوع تیر سه شعبه در اوائل قرن چهاردهم تحریف شده است!!  جهت کسب آگاهی بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه فرمائید و یا در همین جا کلیک کنید

با یک نظر گرفت گـلـوی سه‌شعـبه را            نازم به تیغ طفل که جز یک نظاره نیست!

بیت زیر به دلیل مستند نبودن خندیدن علی اصغر در آخرین لحظه تغییر داده شد. موضوع خنده حضرت علی اصغر عليه‌السلام در لحظۀ شهادت در هیچ کتاب معتبری نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم و بدون هیچ استنادی در کتاب مُحْرِقُ القُلوب تحریف شده است ( علما و محققیق کتاب مُحْرِقُ القُلوب را جزء کتب معرفی تعریف و تعیین کرده اند) جهت کسب آگاهی بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه فرمائید و یا در همین جا کلیک کنید 

با گـریه‌اش ز مـادر و با خـنده از پـدر            اشکی گرفته است که آن را شماره نیست

بیت زیر به دلیل مستند نبودن تحریفی بودن حذف شد؛ همانگونه که بسیاری از علما و محققین همچون علامه بیرجندی؛ شیخ عباس قمی و .... در کتب کبریت احمر (ص ۱۴۱) منتخب التواریخ ( ص ۲۲۴) مقتل تحقیقی (۲۲۹) پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا (ص ۲۴۰) و .... تصریح کرده اند موضوع نبش قبر و سر به نیزه زدن حضرت علی اصغر صحت ندارد و تحریفی است!! این قصۀ جعلی و ساختگی برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ریاض القدس آن هم بدون هیچ استنادی تحریف شده است « کتاب ریاض القدس توسط علما و محققین تاریخی جزء کتب تحریفی معرفی شده است»؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

با نی بگو که زخمیِ تیر سه‌شعبه است            این حلق را که طاقت زخم دوباره نیست

 

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : حسن زرنقی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

شوریده‌سر در بین سرها سر برآوردی            رفتی به میدان، کفر لشکر را در آوردی

چشم انتظار پاسخ هل من معـینش بود            تو انتـظار سخـت بـابـا را سـر آوردی


باب الحوائج بودنت را خوب ثابت کرد            آن حـاجـتی که از امام خود بر آوردی

یـاریِ بابا را در آن بـاران تـیر و تـیغ            آه ای لبِ خشکـیده حـلـقـومِ تر آوردی

طوفان به پا شد، لشکر دشمن به خود لرزید            با خود به میدان تا که نام حیدر آوردی

وقتی که دیدی بین خنجـرها امامت را            فریاد مظـلـومـیـتش را حـنجـر آوردی

تیری رها شد؛ تا سپر باشی به مولایت            آه ای کبوتر بچه! بال و پـر در آوردی

ای باغبان! آخر چه حالی داشتی وقتی            نشکفته بردی غنچه‌ات را، پرپر آوردی؟!

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : مسمط

ماهْرویان، از عطش در پیچ و تاب            کـام‌ها، خـشکـیـده و دل‌هـا کـباب

بر گل رخـسارشان، جاری گلاب            ذکـرشـان با التهـاب و اضطـراب


آب آب و آب آب و آب آب

تـشـنـگـان از گـریـۀ سـقّـا، خجـل            آب از سـقّـا، در آن صحـرا خجل

آب و سقا هر دو از زهـرا خجـل            دور ســـقـــا ذکــر آل بــوتـــراب

آب آب و آب آب و آب آب

اشک‌ها خشکیده دیگر از عـطش            می‌مکد انگشت اصغـر از عطش

می‌زند در خیمه پرپر، از عـطش            گـوئـیـا آهـسـتــه گـویـد بـا ربـاب

آب آب و آب آب و آب آب

چهره‌ها، بی‌رنگ، چون مهتاب بود            عکس اصغر، روی موج آب بود

بلـکـه سـقـّا هـم دگـر بـی‌تـاب بود            مشک با او داشت دائم این خطاب

آب آب و آب آب و آب آب

: امتیاز

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : سیدمحمدحسین آل مجتبی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

طفلکی تازه بلد می‌شد کمی گردن بگیرد            حرمله می‌خواست این شیرخواره را از من بگیرد

خاک سرد این بیابان مثل مادر مهربان نیست            پس چرا باید پسر را قبر در دامن بگیرد


خاطرات و دلخوشی‌های مرا از من گرفتند            یک نفر گهواره‌اش را کاش از دشمن بگیرد

یا نمی‌دانند حال مادرش اکنون چه حالی‌ست            یا نـمی‌تـرسـند آه و نـالـۀ این زن بگیرد

دیر فهمیدم دلیل گریه‌هایش تشنگی نیست            کودکم می‌خواست از من رخصت رفتن بگیرد

آه؛ یک شعبه برای کشتن شیرخواره بس بود            طفلکی تازه بلد می‌شد کمی گردن بگیرد

: امتیاز
نقد و بررسی

با توجه به اینکه تصریح بر شش ماهه بودن در کتب تاریخی متقدم و معتبر نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ذخیرة الدّارین آمده است لذا بیت زیر تغییر داده شد،جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

طفلکی تازه بلد می‌شد کمی گردن بگیرد            حرمله می‌خواست این شش‌ماهه را از من بگیرد

آه؛ یک شعبه برای کشتن شش‌ماهه بس بود            طفلکی تازه بلد می‌شد کمی گردن بگیرد

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : هادی ملک پور نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : قطعه

میان خطبه تو را روی دست بالا برد            چقـدر ولـوله در لشگـر عـدو انداخت

تو تـشـنه بودی و بابا فـقـط برای خدا            به قـوم سنـگـدل روسـیاه رو انـداخت


تو تشنه بودی و این خشکی لبت همه را            به یاد عـلـقـمه و قـصۀ عـمـو انداخت

همان که از صف دشمن جلوتر آمده بود            چرا نـگـاه به بـاریـکیِ گـلـو انداخت؟

نشست و تیر میان کمان گرفت و کشید            نشست تیر و سرت را ز رو به رو انداخت

به تو حسین چه نابـاورانـه خـیره شده            که بود غنچۀ او را زِ رنگ و بو انداخت؟

حـسین خـون عـلی را به آسمان پاشید            سپس عبای خودش را به روی او انداخت

خـدا به گـریـه‌کـنـان تو آبـرو بخـشـید            اگرچه آب؛ خودش را از آبرو انداخت

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن تحریفی بودن حذف شد؛ همانگونه که بسیاری از علما و محققین همچون علامه بیرجندی؛ شیخ عباس قمی و .... در کتب کبریت احمر (ص ۱۴۱) منتخب التواریخ ( ص ۲۲۴) مقتل تحقیقی (۲۲۹) پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا (ص ۲۴۰) و .... تصریح کرده اند موضوع نبش قبر و سر به نیزه زدن حضرت علی اصغر صحت ندارد و تحریفی است!! این قصۀ جعلی و ساختگی برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ریاض القدس آن هم بدون هیچ استنادی تحریف شده است « کتاب ریاض القدس توسط علما و محققین تاریخی جزء کتب تحریفی معرفی شده است»؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

به پشت خیمه همین دفن‌کردنش بس بود            به نیش نیزه عدو را به جستجو انداخت

زبانحال حضرت رباب در شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد پرچمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

گـمان كـنم بـرود با جـواب برگـردد            به هـمره تـو به هـمراه آب برگـردد

گـمان كـنم دل لشکـر به رحم مى‌آید            خـدا كـنـد ورق این كـتاب بـرگـردد


فقط دو جرعه براى گلوى تو كافی‌ست            كه رنگ بر رخت‌ ای آفتاب برگردد

به روى دست پدر، آب هم اگر نخوری            به چشم‌های تو شاید كه خواب برگردد

نشانه رفته كمان، گودى گلوى تو را            خدا كـنـد كه از این انتخـاب برگردد

برای تو نگـرانـیم؛ این سر كـوچک            اگر كه تـیـر بگـیرد شـتاب، برگردد

گرفت خون تو را سمت آسمان پاشید            نخواست بر سر مردم، عذاب برگردد

قــرار بـود پــدر روســپـیـد بـاز آیـد            نه با محاسن از خون خضاب برگردد

میان معركه هی می‌نشست و پا می‌شد            رمق نداشت كه پا در ركاب برگردد

تمام حـادثه را اهل خـیمه می‌فهـمـند            به پشت خیمه كه با اضطراب برگردد

نخوردى آب و پدر از خجالت، آب شده            چگونه با دل از غـم كـباب برگـردد

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : سیدرضا مؤید نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

سلام ما به حـسـین و عـلیّ اصغر او            امیرِ عـشق که گهـواره بود سنگر او

رضیع و داده خدایش، نشانِ سربازی            صغـیر و بر همه پـیدا، مـقام اکبر او


شِکُفت لالۀ عصمت به روی دوش حسین            چو تیر حرمله آمد به سوی حنجر او

گرفت خـونش و بر اوج آسمان پاشید            که پیک تـسلیت آمد ز سـوی داور او

کنار خیمه به خاکش سپرد و امضا شد            کتاب سرخ شهادت به خون اصغر او

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن خندیدن علی اصغر در آخرین لحظه حذف شد. موضوع خنده حضرت علی اصغر عليه‌السلام در لحظۀ شهادت در هیچ کتاب معتبری نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم و بدون هیچ استنادی در کتاب مُحْرِقُ القُلوب تحریف شده است ( علما و محققیق کتاب مُحْرِقُ القُلوب را جزء کتب معرفی تعریف و تعیین کرده اند) جهت کسب آگاهی بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه فرمائید و یا در همین جا کلیک کنید 

مجال گریه نبودش که خنده کرد علی            حسین، مات شد از حالِ گـریه‌آور او

بیت زیر به دلیل مستند نبودن تحریفی بودن حذف شد؛ همانگونه که بسیاری از علما و محققین همچون علامه بیرجندی؛ شیخ عباس قمی و .... در کتب کبریت احمر (ص ۱۴۱) منتخب التواریخ ( ص ۲۲۴) مقتل تحقیقی (۲۲۹) پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا (ص ۲۴۰) و .... تصریح کرده اند موضوع نبش قبر و سر به نیزه زدن حضرت علی اصغر صحت ندارد و تحریفی است!! این قصۀ جعلی و ساختگی برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ریاض القدس آن هم بدون هیچ استنادی تحریف شده است « کتاب ریاض القدس توسط علما و محققین تاریخی جزء کتب تحریفی معرفی شده است»؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

اگرچه پیکـر او را به خاک پوشـیدند            به شهر کوفه سرش را به نیزه‌ها دیدند

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : محسن ناصحی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن قالب شعر : غزل

از هُرم عطش در همۀ دشت سراب است            دل از عطش اصغر بی‌شیر، کباب است

هر قدر که دیو و دد این معرکه سیراب            فـرزند حـسـین بن عـلی تـشـنۀ آب است


شه، تشنه و شهبانوی او تشنه، عجب نیست            نزدیک‌ترین واژه به ارباب، رباب است

بـی‌تـابی فـرزنـد گـذشت از حد و مـادر            از حال خراب پسرش خـانه‌خراب است

بی حـال شده اصـغـر و ساکـت شـده اما            گهواره هنوز از غم او در تب و تاب است

گل آب طلب کرد و عطش قسمت او شد            تبخیر شد و آنچه از او مانده گلاب است

تـاریخ نـویـسـان نـنـوشـتـنـد و نگـفـتـنـد            در پاسخ لـب‌تـشنه چرا تیر جواب است

تـاریخ نـگـفـتـه‌ست ولی تـشـنه که دیدید            هر طور شده آب دهیدش که ثواب است

: امتیاز

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : سیدهاشم وفایی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن قالب شعر : غزل

اگر چه دیـدن غـمـت مرا عـذاب می‌دهد            اشک تو ای غنچۀ من، عطر گلاب می‌دهد

اگرچه دیده بسته‌ای، خسته و دلشکسته‌ای            سوز عطش مگر تو را فرصت خواب می‌دهد؟!


کودک حق‌پرست من، زود مرو ز دست من            عمر کم تو را عطش، چرا شتاب می‌دهد؟!

بدون هیچ فـاصلـه، نوشت تـیر حـرمـله            سؤال تـشـنـه‌کام را، تـیـر جواب می‌دهد

ز خـون ارزنـدۀ تو، خـالـق بخـشـندۀ تو            جلوه‌ای از نور تو را، به آفـتاب می‌دهد

فدای بُردباری‌ات، خون همیشه جاری‌ات            نـویـد فـتـح دیگـری، به انـقـلاب می‌دهد

سوخت «وفائی» از غمت، که شعله‌های ماتمت            به‌جان شمع سوخته، اشک مذاب می‌دهد

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : رضا قاسمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن قالب شعر : غزل

برای خـشکی لبِ تو آب گـریه می‌کند            فرات، در کویری از سراب گریه می‌کند

ببـین چطور با صدای ریشخندِ حرمله            حسین با محاسنِ خـضاب گریه می‌کند


سئوال کن "بِأَیّ ذَنب" و گوش کن سکوت را            خدا هم از غم تو در جواب، گریه می‌کند

دعای ربّ آب بی‌جـواب مـاند و تا ابد            به حالش آسمانِ مستجاب گریه می‌کند

به خـونِ ردّ دستـبـندِ مادرت نگـاه کن            که در غم اسارتش طناب گریه می‌کند

رباب سوخت زیر بارِ داغ و زیر سایه‌اش            نشـسته از خجـالت آفتاب گریه می‌کند

دوباره خیس شد لهوف و روضه ناتمام ماند            دواتِ چشمِ ماست، یا کتاب گریه می‌کند؟!

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن خندیدن علی اصغر در آخرین لحظه تغییر داده شد. موضوع خنده حضرت علی اصغر عليه‌السلام در لحظۀ شهادت در هیچ کتاب معتبری نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم و بدون هیچ استنادی در کتاب مُحْرِقُ القُلوب تحریف شده است ( علما و محققیق کتاب مُحْرِقُ القُلوب را جزء کتب معرفی تعریف و تعیین کرده اند) جهت کسب آگاهی بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه فرمائید و یا در همین جا کلیک کنید

نخند روضۀ عطش! که باز زخم شد لبت            برای زخـم‌خـنـدِ تو رباب گریه می‌کند

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : سیدمهدی حسینی رکن‌آبادی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعلن مفاعیلن فع قالب شعر : رباعی

از لشـکـر کـوفـه ایـن خـبـر می‌آیـد            زخم است و دوباره بر جگر می‌آید

این‌بار هدف کیست؟ پدر یا که پسر؟            تیر است و به قـصد سه نفر می‌آید!


************

پرسید پدر؟ پسر؟ هدف آخر کیست؟            انگـار که دل تـوی دل مـادر نیست

ای تیر! به غیر زخم بر جان رباب            حرفِ درگوشی تو با اصغر چیست؟

************

رفـتـی و نـگــاه مــادرت دنــبــالـت            لـبـخـنـد خـبـر مـی‌دهـد از احـوالـت
آغوش به روی مرگ واکرده‌ای و،            تـیـر اسـت که آمـده به اسـتـقـبـالـت

************

حالا من و، اشک و، شب مهتابی و او            لالایی خواب و، تب بی‌خوابی و او

گـهـوارۀ کـودک مـرا پـس بـدهــیـد            من باشم و، تنهـایی و، بی‌تابی و او

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : موسی علیمرادی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : مثنوی

از تـــمــام لالـــه‌هـــای کـــاروان            غـنچـه‌ای لب‌تـشنه ماند و باغـبان

غنچه‌ای که برگ او خشکـیده بود            نسخـه‌اش را تشنگی پـیچـیـده بود


زخـم می‌شـد روی او با گـریه‌اش            شعله می‌زد خـیـمه‌ها را گـریه‌اش

دسـت بـر دسـت هـمـه اهـل حـرم            نـــغـــمــه لالایــی‌اش آوای غــــم

دوش تا وقـت سحـر از قـحـط آب            دست و پا می‌زد در آغوش رباب

هر طرف بر پیکرش با دست باد            چون گل پـژمـرده رأسـش می‌فتاد

مثل هـاجـر هـفـت نه، هـفـتـاد بار            رفـت مـادر خـیمه خـیمه بی‌قـرار

قــطــرۀ آبــی ولــی پــیــدا نــشــد            چـشـمـه‌ای از پای طـفـلش پا نشد

مـانـد اسـمـاعـیـل او در انــتـظـار            تا بـه قـربـانـگـه شود قـربـان یـار

سـر بـه روی شـانـۀ بـابـا گذاشت            نـای گـریـه نـیـز نـای او نـداشـت

مثل مـاهی لب به هـم می‌زد مـدام            در تــلـظـی بـود بـر دسـت امـــام

تـا کـه بـالا رفـت بــر دسـتــان او            سـر عـقـب افـتـاد و پـیـدا شد گـلو

حرمـلـه حـلـق سپـیـدش را که دید            تـیـر را در چــلـه تـا آخـر کـشـیـد

چـشم او بر چـشم بـابا خـیـره بود            ناگـهـان شـد چـشـم‌هـای او کـبـود

از فـشـار تـیــر بـر طـفـل ربــاب            گـل مـیـان دسـت بـابـا شـد گـلاب

دیــد بـیـت آرزوی ویـــران شــده            برگ گـل از شـاخـه آویـزان شـده

زود بـابـا بـیـن آغـوشـش فـشــرد            دسـت را زیــر ســرش آرام بــرد

روی دست بـاغـبان پـرپـر که شد            نـوبت تـشـیـیع آن بـی‌سـر که شـد

شعـله زد این غـم به جان عالـمین            حـرمله خـنـدیـد بر اشک حـسـیـن

: امتیاز

ترسیم حالات حضرت رباب در شهادت حضرت علی اصغر

شاعر : رضا قاسمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

این نی‌نوای روضه‌به‌لب، این صدای کیست؟            این تکّه‌های کـرب‌و‌بلا ردّ پای کیست؟

این چـادرِ کـبـود، که بی‌سـایه و عـمود            آتش به آسمان زده، ماتـم‌سرای کیست؟


این چهره‌ای که شب شده از هُرمِ آفتاب            رختِ سیاه کرده به تن، در عزای کیست؟

انـگـار مـادرِ هـمـۀ شـیـرخـواره‌هـاست            این آرزوی سوخته، این لای‌لای کیست؟

هر کس که می‌شناخت، بَدَل شد به روضه‌ای            این مقـتلِ غـریبِ وطن، آشنای کیست؟

کافر نبـیـند آنچه مرا پـیر کرد و کشت!            یارب چه دیده است مگر، این دعای کیست؟

آغوشِ او هنوز پُر از بوی اصغر است            دیگر نپرس این همه لالا برای کیست!

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : میثم مؤمنی نژاد نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : مثنوی

قلب سنگ از اشک خـیـمه آب شد            تـیــر سـمـت آسـمـان پـرتــاب شـد

در حرم می‌گـفت چـشـمی اشکـبار            رحم کن ای تیر! بر این شیرخوار


نیست غیر از تـشـنگی تـقـصیر او            رحـم کـن بـر مــادر بـی‌شــیــر او

تیری اما، زخم تو چون خنجر است            آن گـلـو از برگ گل نازکـتر است

گـر نـنـوشـد آب، پـر مـی‌گـیـرد او            گـر بـنـوشـد آب هـم مـی‌مـیــرد او

مـرگ مـی‌گــردد پـی گـهــواره‌اش            مانده مادر... تا چه سازد چـاره‌اش

جـای لـب بر هم زدن این مـاه وش            گر زبانی داشت می‌گـفـت العـطش

: امتیاز

زبانحال حضرت رباب در شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : احسان نرگسی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن قالب شعر : غزل

مظلـوم‌ترین، تـشنـه‌تـرین طفل شهیدی            در خـون خـودت مثل علمدار تـپـیـدی

می‌خـواسـتـی آرام بـخـوابی گل مـادر            با قـهـقـهـۀ حـرمـلـه از خـواب پریدی


گـفـتی که گـلـویم سپر غـربت باباست            آخـر مگـر از غـربت بابا چه شـنـیدی

این تیـر برای تو بـزرگ است عزیزم            ای نـوگـل من! زود به معراج رسیدی

این تـیر تو را یک شبه از شـیر گرفته            مـادر به فـدایت چِـقـَـدَر درد کـشـیـدی

ای حـرمـله از زنـدگی‌ات خیر نـبـینی            من زنده بمانم پس از این با چه امیدی

: امتیاز
نقد و بررسی

با توجه به اینکه تصریح بر شش ماهه بودن در کتب تاریخی متقدم و معتبر نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ذخیرة الدّارین آمده است لذا بیت زیر تغییر داده شد، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

این تیـر برای تو بـزرگ است عزیزم            شش ماهۀ من! زود به معراج رسیدی

ترسیم حالات حضرت رباب در شهادت حضرت علی اصغر

شاعر : رضا قاسمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

آب آوَرد از فراتِ اشک، سقایی که نیست            زنده ماندم باز، با هوی مسیحایی که نیست

باز هـم پـیـراهـنِ دامـادی‌اش را دوخـتم            دل‌خوشم هر روز با رؤیای فردایی که نیست


آه ای گهوارۀ خالی!، صبوری کن کمی            طفلکم خوابیده روی دستِ بابایی که نیست

خنده‌هایش، گریه‌اش، آهنگِ بابا گفتن‌اش            باز گوشم شد طلبکارِ صداهایی که نیست

باز هم باران گرفت و مشک‌ِ چشمم پاره شد            از عطش می‌ترسم، از روزِ مبادایی که نیست

رودِ خشکِ اشک، دارد ماهی‌ام را می‌کُشد            می‌سپارم این تَلَظّی را به دریایی که نیست

قبرِ این بی‌شیرخوار این‌جاست، جای خالی‌اش            قتلگاهم بی‌علی آن‌جاست، هر جایی که نیست

مُرده در دنیای مقتل‌هام، دنیایی که هست            زنده‌ در دنیای رؤیاهام، دنیایی که نیست

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : مسعود یوسف پور نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

در گلوی تشنه‌اش وقتی عطش جان می‌گرفت            رود از شرمنـدگی راه بیـابان می‌گرفت

او خـودش باب الحـوائج بود مانند عمو            لب اگر آن‌روز تَر می‌کرد، باران می‌گرفت


حیدر شیرخواره بین گاهوار انگار داشت            با تلظی کردن خود اذن میدان می‌گرفت

باورم این است اگر او از میان خیمه‌گاه            زودتر بیرون می‌آمد جنگ پایان می‌گرفت

: امتیاز
نقد و بررسی

با توجه به اینکه تصریح بر شش ماهه بودن در کتب تاریخی متقدم و معتبر نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ذخیرة الدّارین آمده است لذا بیت زیر تغییر داده شد، ضمنا مطلب بیت آخر هم ناصحیح و مغایر منطق و عقل سلیم است!! جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

حیدر شش‌ماهه بین گاهوار انگار داشت            با تلظی کردن خود اذن میدان می‌گرفت

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : محسن ناصحی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

رباب بود و غمی که سرش خراب شده            صدای گـریـۀ اصغـر غـم ربـاب شده

خراب کودک او عالم است و یک‌ لحظه            رباب خـیر ندید از همین خـراب شده


زن است و دلخوشی‌اش نغمه نغمه لالایی            ربـاب نـغـمـۀ لالایـی‌اش عـذاب شـده

برای قـطرۀ آبـی به دشـمـنـش رو زد            گـرفـت آب ؟ نه اما حـسـیـن آب شـده

حسین ماند و غمی نونهـال در آغوش            چه غنچه‌ای‌ست در آغوش گل گلاب شده

کدام صفـحـۀ تـاریخ را رقـم زد تــیـر            کـدام پـرسـش تـاریـخ را جـواب شـده

حـسـیـن یـاد غـم داغ پـشـت در افـتـاد            دوباره کشتن شش ماهه فـتح باب شده‌

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن رفتن به سمت فرات حذف شد!  ضمنا تصریح بر شش ماهه بودن در کتب تاریخی متقدم و معتبر نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ذخیرة الدّارین آمده است، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

حسین کودک خود را گرفت از مـادر            شتافت سمت فراتی که خود سراب شده

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : وحید قاسمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

این کوفـیان تـصمیم با تـزویر می‌گیرند            شیرخوار را از شیر، با یک تیر می‌گیرند

شش ماهه را با یک سر از پوست آویزان            در بُهت چشم مادرش از شیر می‌گیرند


داغ دلت را تـازه می‌خـواهـند تا گودال            این تـیـرها از میـخِ در تـأثـیر می‌گیرند

با کار امـروزش، بـرای حـرمـلـه فـردا            در شام چندین مجـلس تقـدیر می‌گـیرند

در کوفه رسم میزبانی آب دادن نیست!            زیر گـلـوی میهـمان شمـشیر می‌گـیرند

: امتیاز
نقد و بررسی

با توجه به اینکه تصریح بر شش ماهه بودن در کتب تاریخی متقدم و معتبر نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ذخیرة الدّارین آمده است لذا بیت زیر تغییر داده شد، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

این کوفـیان تـصمیم با تزویر می‌گیرند            شش ماهه را از شیر، با یک تیر می‌گیرند

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : مهدی مقیمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

"نجابت" را نماد و آیت و مظهر علی اصغر            "اجابت" را دلیل و معنی و مصدر علی اصغر

"اجابت" می‌شود نزدیک؛ در مجلس شود وقتی            که موضوع توسل، آخر منبر علی اصغر


سکینه نور چشمان و علی اکبر مهِ تابان            رقیه جانِ بابا هست و تاج سر علی اصغر

به ایهامش ندارم کار، در باطن نمی‌دانم            علی اصغر بُوَد محشر و یا محشر، علی اصغر

"بزرگی" نه به سن و سال؛ در نوعِ نگاه است و            تفاوت پس ندارد با علی اکبر علی اصغر

اگر لشکر کِشد شام و اگر لشکر کِشد کوفه            به یاریِّ پدر، تنها کِشد لشکر علی اصغر

به کار او نمی‌آید زره، قـنداقه کافی بود            شجاعت برده ارث از حضرت حیدر علی اصغر

امیرالمؤمنين وقتی که باشد ریشه، باید هم            شود سَروَش حسین و سَرو را نوبَر علی اصغر

نبین طفل است، گر خواهد زِ هَر انگشتِ اعجازش            بریزد بر زمین صد مالک اشتر علی اصغر

روا هر حاجتی گردد، کسی گر پای شش گوشه            بگوید یا علی اصغر، علی اصغر، علی اصغر

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : محمد مهدی سیار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

آی بی‌ابر آسمان! باغ پیـمبر تشنه است            خـیـمه‌گـاه سادۀ اولاد حـیدر تشنه است

آب شو از شرم و بر سر خاک کن، آه ای فرات!            هستی و ذریۀ سـاقـی کـوثـر تشنه است


خوب می‌جنگد ولی چشمش سیاهی می‌رود            خوب می‌جنگد ولی پیداست اکبر تشنه است

می‌وزد در دشت گاهی هم صدای هق‌هقی            کنج خیمه مادری با دیـدۀ تر تشنه است

آخر مجـلـس شبی دیدم تـمـام روضه‌ها            پای این یک روضه می‌گریند، اصغر تشنه است

: امتیاز